غروب خالقی مطلق در سایۀ جنگ


11-03-2026
بخش هنر و زندگی
4 بار خواندە شدە است

بە اشتراک بگذارید :

artimg

غروب خالقی مطلق در سایۀ جنگ

نخستین روزی که بمبارانِ ایران شروع شد قلبی در هامبورگ ایستاد؛ قلبی که تمام عمر برای سرزمینش ایران می‌تپید. نهم اسفند ۱۴۰۴ دکتر جلال خالقی مطلق درگذشت. مردی که تمام عمرش را خرج تمدن، فرهنگ و زبانی کرد که از ایران کهن برخاسته بود؛ تمدنی پر از انسانیت، فرهنگی سرشار از مهربانی و زبانی آکنده از شعر.

منتشر شده در: 10/03/2026

غروب جلال خالقی مطلق در سایۀ جنگ

 روح الامین امینی

هر چند که«مرگ چنین خواجه نه کاریست خُرد» شگفتا که حتی خبر جنگ، خبرهای دیگر را می‌بلعد چنان که خودش همه چیز را.

نام دکتر جلال خالقی مطلق با شاهنامه گره خورده است؛ کتابی که یک شاهکار ادبی است و یکی از مهم‌ترین اسناد هویت و تاریخ ایران بزرگ. این اثر پناهگاه فرهنگ و زبان فارسی و اقوام ایرانی به شمار می‌رود. از خالقی مطلق می‌توان به عنوان بزرگترین شاهنامه‌پژوه معاصر نام برد؛ همان‌گونه که قرن‌ها پیش از او فردوسی گفته بود:«بسی رنج بردم در این سال سی» او نیز بیش از سی سال عمر خود را صرف تصحیح این اثر کرد و با مقایسۀ ده‌ها نسخۀ خطی، نسخه‌ای پیراسته و ویراسته از شاهنامه را به جامعۀ فارسی زبان و علاقه‌مندان به این فرهنگ تقدیم کرد. نسخه‌ای که با توجه به گسترۀ نسخه‌های خطی‌ مورد استفاده و دقت و روشی که مصحح به خرج داده، امروز معتبرترین نسخه از این شاهکار بزرگ به شمار می‌رود.

ژاله آموزگار، پژوهشگر فرهنگ و زبان‌های باستانی سال‌ها پیش در مورد جلال خالقی مطلق گفته بود:«ابوالقاسم فردوسی سی سال رنج برد تا برگۀ هویت ما را با خامۀ جادویی‌اش جاودانه کند و ستون‌هایی را پی افکند که باد و باران و آزار انیران گزندش نرساند و چنان اشتیاقی در ایران دوستی در دل فرزندان آینده‌اش به وجود آورد که از میان آنها یکی هم دکتر خالقی باشد که سرشار از عشق به ایران و دلبسته به هویت ایرانی برای بهتر عرضه کردن دستاورد سی سال رنج فردوسی بزرگ، سی‌وپنج سال عمر و سلامتی‌اش را وقف کند تا این دفترهای انتقادی شاهنامه در دسترس همگان قرار گیرد.»

دکتر خالقی مطلق، فردوسی را پدر شعر فارسی می‌دانست؛ هر چند که همواره اهمیت و شکوه دیگر شاعران این زبان را نیز دست‌کم نمی‌گرفت. او اعتقاد داشت فردوسی شاعری است که بر سراسر شعر فارسی سایه افکنده و تأثیر گذاشته است و این تأثیر را به خصوص در حماسه‌سرایان پس از او برجسته می‌کرد با آن هم شاعران دیگر را نیز از سایۀ این تأثیر پذیری دور نمی‌دانست، حتی چهره‌های نابغه‌ای مانند مولانا، حافظ و سعدی را.

آقای خالقی مطلق نسخۀ فلورانس شاهنامه را دقیق‌ترین نسخۀ این اثر می‌دانست و به همین دلیل بود که از این نسخه بیشترین استفاده را در کار خود برد. به قول خودش او ضبط کهن‌تر و دشوارتر را اصل کار خود قرار داده بود و زمان و زبان مولف برایش از اهمیت ویژه‌ای در کار تصحیح برخوردار بود.

او هنگام سخنرانی در برنامه شب‌های بخارا که به مناسب بزرگداشتش در تهران برگزار شده بود یادآوری کرد که نسخه فلورانس ۲۱۶ سال با سرایش شاهنامه فاصله دارد و تا این زمان شاهنامه به کرات مورد بازنویسی قرار گرفته است. او معتقد بود در قرن پنجم و ششم زبان فارسی بیشتر از هر زمان دیگری تغییر کرده و دچار تحولات فراوانی شده است و یادآور شد بر همین اساس نه تنها که کاتبان یک مقدار واژه‌ها را نمی‌شناختند بلکه حتی اگر می‌شناختند برای این که خوانندگان‌شان متوجه بشوند بعضی از آن‌ها را عوض کردند و بر همین اساس از میان همه نسخه‌هایی که از شاهنامه، ما تا امروز داریم نمی‌توانیم یکی از این نسخه‌ها را اساس مطلق تصحیح قرار بدهیم.

زنده یاد محمد علی اسلامی ندوشن در فصلنامه پاژ (جشن‌نامه خالقی مطلق) نوشته است:«کسانی که دکتر جلال خالقی مطلق را از دور یا نزدیک شناخته‌اند، میعادگاه آنها بر سر آبشخور شاهنامه بوده است. او کسی است که به درازای سال‌های سرودن شاهنامه عمر بر سر تصحیح این کتاب نهاده است و ما اکنون اگر با اطمینان بیشتر با متنی نزدیک به گفتار فردوسی روبرو می‌شویم، وامدار او هستیم.» و این حرفِ کمی نیست در مورد یک مصحح که کارش به عنوان نزدیک‌ترین متن به گفتار شاعر یا نویسنده زبانزد اهل پژوهش شود. این نکته‌ایست که بسیاری از ادبا و شاهنامه‌پژوهان در مورد کار استاد خالقی مطلق بر آن اتفاق نظر دارند.

اما امروز سوگ مضاعف همزمانی درگذشت اوست با جنگی گسترده در ایران که نه تنها در حال ویران کردن سرزمینِ جانِ اوست که مجالی برای بزرگداشت او نیز باقی نگذاشته است.

دکتر جلال خالقی مطلق سال‌ها پیش در مقاله‌ای در مجلۀ ایران‌شناسی نوشته بود:«فردوسی به کسی می‌ماند که بر بارویِ ویرانِ شهری سوخته ایستاده است و شکوهِ برباد رفتۀ آن را توصیف می‌کند. از پیکرِ مردگان، کاخ و میدان می‌سازد و از دود و آتش، باغ و گلشن.»

 

 
اسم
نظر ...