۱۹۵۸-۱۹۹۰: عملیات گلادیو، ایتالیا


19-05-2026
بخش زنده باد شوراها
8 بار خواندە شدە است

بە اشتراک بگذارید :

artimg

۱۹۵۸-۱۹۹۰: عملیات گلادیو، ایتالیا

برگردان:شوراها

عملیات گلادیو تاریخچه ارتش مخفی نئوفاشیست در ایتالیا که ظاهراً برای مقاومت در برابر تهاجم شوروی تشکیل شد، اما در واقعیت برای استفاده در زمانی بود که طبقه کارگر بار دیگر بیش از حد قدرتمند شود.

به دنبال پایان جنگ جهانی دوم، جنبش کارگری ایتالیا به سرعت در حال کسب قدرت بود. در برخی شهرها، فاشیست‌ها توسط نیروهای مقاومت بیرون رانده شده بودند (که مانند دوران قبل از جنگ، این نیروها معمولاً توسط سوسیالیست‌ها و آنارشیست‌ها رهبری می‌شدند) و شوراهای کارگری نوپا در حال حکومت بودند. به طور خاص، حزب کمونیست به دلیل مشارکت در این جنبش، حمایت توده‌ای مردم را به دست آورد.

هنگامی که نیروهای متفقین در سراسر کشور پیشروی کردند، نابود کردن این قدرت نوظهور مردم عادی، پس از پایان دادن به رژیم موسولینی، در اولویت بعدی برنامه‌ها قرار گرفت.

زمانی که دولت لیبرال ایتالیا بازسازی شد، سازوکارهایی ایجاد گردید تا اطمینان حاصل شود که کارگران قدرت را به دست نمی‌گیرند. علاوه بر انجمن مخفی قدرتمند موجود به نام P2 (که در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ به شدت در «استراتژی تنش» علیه طبقه کارگر نقش داشت)، سازمان پنهان و در عین حال رسمی «گلادیو» (به معنای شمشیر - که تصویر لوگوی آن در بالا آمده است) تأسیس شد.

گلادیو در سال ۱۹۵۸ توسط S.I.F.O.R (سرویس مخفی ایتالیا، که بعدها به دلیل ظن مشارکت در توطئه کودتای ۱۹۶۴ جایگزین شد) و سازمان سیا (CIA) پایه‌گذاری شد. ۱۵,۰۰۰ عضو آن از میان گروه‌های کهنه‌سرباز فاشیست جنگ جهانی دوم جذب شده بودند و به ۱۵۱ انبار مخفی اسلحه دسترسی داشتند. به ما گفته شده است که هدف گلادیو این بود که در صورت «تهاجم پیمان ورشو» یا «تسلط شوروی»، به عنوان یک گروه مقاومت عمل کند (این سازمان ظاهراً در سال ۱۹۹۰ منحل شد، علیرغم اینکه تا آن زمان به طور رسمی وجود خارجی نداشت).

با این حال، اینکه چرا روس‌ها می‌خواستند کنترل ایتالیایی را به دست بگیرند که پس از یک جنگ هسته‌ای به بیابانی رادیواکتیو تبدیل می‌شد، جای تردید دارد؛ جنگی که می‌توانست نتیجه هرگونه تهاجم پیمان ورشو به ایتالیا یا هر کشور عضو دیگر ناتو (N.A.T.O) باشد. در واقع، تا زمانی که تانک‌های «شوروی» به ایتالیا برسند، دیگر نه پنتاگونی وجود داشت و نه کرملینی که بخواهد دستوری صادر کند.

با این حال، اسناد مخفی گلادیو که در سال ۱۹۹۰ علنی شد، داستان دیگری را روایت می‌کنند: خطر «براندازی داخلی»؛ یعنی قدرت فزاینده مردم عادی بر زندگی خودشان — یک طبقه کارگر قدرتمند. به گفته ژنرال جراردو سراواله (Gerardo Serravalle)، فرمانده گلادیو در دهه ۱۹۷۰، دغدغه این سازمان عبارت بود از:

«کنترل داخلی، یعنی سطح آمادگی ما برای مقابله با تظاهرات خیابانی، مدیریت اعتصابات سراسری و هرگونه قیام داخلی»

و نقش گلادیو این بود که:

«خیابان‌ها را پر کند و چنان وضعیتی از تنش ایجاد کند که نیاز به مداخله نظامی باشد» )۱(

به عبارت دیگر، اجرای یک «استراتژی تنش» و ایجاد هرج‌ومرج به عنوان یک بهانه و توجیهی برای سرکوب.

همه این‌ها در نتیجه تحقیقات یک بازپرس تنها در مورد قتل سه افسر پلیس توسط یک خودروی بمب‌گذاری‌شده در سال ۱۹۷۲ علنی شد. سوابق خاک‌گرفته و قدیمی سرویس مخفی نشان می‌دهد که بمب‌گذاران از اعضای گلادیو بودند. آن‌ها حتی از مواد منفجره گلادیو استفاده کرده بودند. یکی از بمب‌گذاران به نام وینچنزو وینچیگورا (Vincenzo Vinciguerra) ادعا کرده است که گروه فاشیستی «اُردینه نوئوو» (Ordine Nuovo - نظم نوین) که مسئول این حادثه شناخته می‌شد، ساخته و پرداخته سرویس مخفی بوده است.

گلادیو بخشی از یک شبکه اروپایی از ارتش‌های مخفی شبانه بود که تحت حمایت ناتو ایجاد شده بود و اعتقاد بر این است که در یونان، ترکیه و بلژیک در تروریسم و کودتا دست داشته‌اند. بخش آلمانی آن متشکل از کهنه‌سربازان وافن اس‌اس (Waffen S.S) بود که طرح‌هایی را برای ترور سیاستمداران سوسیال دموکرات در صورت «تهاجم پیمان ورشو» تهیه کرده بودند.

به نوشته مایک پیترز (Mike Peters) در نشریه لابستر (Lobster) شماره ۳۲:

«تعداد کمی از شهروندان کشورهای عضو ناتو از کل این تشکیلات که عضویت‌شان آن‌ها را متعهد به آن می‌کند آگاه هستند؛ به عنوان مثال طرح‌های 10-G و 100-1 که تحت آن‌ها در "شرایط اضطراری" واحدهای ویژه ایالات متحده برای سرکوب هر جنبشی که "منافع استراتژیک ایالات متحده را تهدید کند" فعال می‌شوند(2)

باید به خاطر داشت که این رویدادها در بحبوحه مداخله بی‌سابقه آمریکا در زندگی سیاسی ایتالیا رخ داد؛ از جمله ۱۰۰ میلیون دلار کمک مالی پنهان به احزاب سیاسی راست‌گرا و یک نمونه بارز از «دموکراسی با اتکا به ناوهای جنگی» در طول اولین انتخابات پس از موسولینی، زمانی که ناوگان مدیترانه‌ای ایالات متحده در نزدیکی سواحل رم مستقر شده بود تا در صورت تصمیم اشتباه رای‌دهندگان و رای دادن به نامزدهای کمونیست، تفنگداران دریایی را وارد عمل کند. اگرچه جیلی (Gelli)، «استاد عالی‌رتبه»، از بازدیدکنندگان همیشگی سفارت آمریکا بود و شایعاتی درباره ارتباط او با سیا مطرح شده است، اما مشخص نیست که سیا چه نقشی (اگر اصلاً نقشی داشته) در این رویدادها ایفا کرده است؛ دست‌کم، موضع آن‌ها به احتمال زیاد یک بی‌طرفی مهربانانه بوده است.

در هر صورت، شبح کودتای نظامی یونان در سال ۱۹۶۷ بر سایه‌های تاریکی که در آن دولت مخفی ایتالیا و تشکیلات زیرزمینی فاشیستی به هم می‌رسند، سنگینی می‌کند. این کودتا و رژیم نظامی پس از آن از حمایت کامل ایالات متحده برخوردار بود و توسط سرهنگ پاپادوپولوس (Papadopoulos)، که یک مامور سیا بود، رهبری می‌شد. مدت کوتاهی پیش از این، در جریان اختلاف با سفیر یونان بر سر پیشنهادات آمریکا برای تقسیم قبرس، لیندون جانسون (Lyndon Johnson)، رئیس‌جمهور ایالات متحده، بیانات تند و پرخاشگرانه زیر را به زبان آورد:

«... به پارلمان و قانون اساسی شما. آمریکا یک فیل است، قبرس یک کک است، یونان هم یک کک است. اگر این دو موجود به خارش آوردن تن فیل ادامه دهند، ممکن است با خرطوم فیل ضربه سختی بخورند، یک ضربه محکم... اگر نخست‌وزیر شما بیشتر از این با من درباره دموکراسی، پارلمان و قانون اساسی صحبت کند، خودش، پارلمانش و قانون اساسی‌اش ممکن است دیگر زیاد دوام نیاورند» (3)

تنظیم‌شده از وب‌سایت Free Earth توسط libcom

پاورقی‌ها:

1.نقل شده در کتاب «حیوان دوباره بیدار می‌شود» (The Beast Reawakens) نوشته مارتین لی، صفحه ۲۰۶

2. نشریه لابستر، شماره ۳۲، صفحه ۳

3.نقل شده در کتاب «تغییر جهت جریان» (Turning the Tide) نوشته نوام چامسکی.

1958-1990: Operation Gladio, Italy | libcom.org

اسم
نظر ...