این میلیاردر، مالیات را «سرکوب به سبک شوروی» می‌نامد


11-05-2026
بخش دیدگاهها و نقدها
7 بار خواندە شدە است

بە اشتراک بگذارید :

artimg

این میلیاردر، مالیات را «سرکوب به سبک شوروی» می‌نامد

نویسنده: کریستوفر مارکوس

خانواده سرگی برین از استبداد شوروی گریختند؛ تجربه‌ای که او اکنون با استناد به آن، طرح پیشنهادی مالیات بر ثروت را به عنوان «استبداد به سبک شوروی» به تصویر می‌کشد. طنز ماجرا اینجاست که این نوع لفاظی‌ها، بیشتر احتمال دارد ایالات متحده را به روسیه امروز نزدیک کند: یک اولیگارشی بی‌شرمانه.


Sergey Brin in front of a microphone looking on as another person sitting next to him speaks.

توضیح تصویر: سرگی برین در مراسم جایزه «بریک‌ترو» (Breakthrough Prize) در مرکز تحقیقات ایمز ناسا؛ ۴ نوامبر ۲۰۱۸. (عکس از کیمبرلی وایت / گتی ایماژ)

 

سرگی برین، دموکراسی و توهم «سوسیالیسم»

سرگی برین، از بنیان‌گذاران گوگل، می‌گوید می‌داند سوسیالیسم چیست. او که در سال ۱۹۷۳ در مسکو متولد شده و در شش سالگی به همراه خانواده‌اش اتحاد جماهیر شوروی را ترک کرده است، اخیراً از این تجربه برای حمله به طرح پیشنهادی کالیفرنیا جهت وضع مالیات بر میلیاردرها استفاده کرد. او با بیان اینکه «من در سال ۱۹۷۹ به همراه خانواده‌ام از سوسیالیسم گریختم»، هشدار داد که نمی‌خواهد کالیفرنیا «به همان سرنوشت دچار شود». او دست‌کم ۵۷ میلیون دلار برای مبارزه با این قانون مالیاتی هزینه کرده است.

اما برین دارد به نسخه اشتباهی از روسیه نگاه می‌کند.

خطری که ایالات متحده را تهدید می‌کند این نیست که چون از یکی از ثروتمندترین مردان جهان خواسته شده مالیات بیشتری بپردازد، کالیفرنیا به اتحاد جماهیر شوروی تبدیل خواهد شد. خطر اصلی این است که آمریکا به سمت پدیده‌ای سوق پیدا کند که در تاریخ معاصر روسیه بسیار آشناتر است: یک اولیگارشی استبدادی که در آن ثروت‌های کلان خصوصی در کنار نهادهای دموکراتیک تضعیف‌شده و رهبری سیاسی فاسد همزیستی می‌کنند؛ رهبری که به وفاداران ثروتمند پاداش می‌دهد و مخالفان را سرکوب می‌کند.

شکاف‌های منطقی در استدلال برین

در منطق او چندین نقص آشکار دیگر نیز وجود دارد. برین خود را مدافع آزادی در برابر زیاده‌خواهی دولت نشان می‌دهد. اما طرح مالیاتی که توسط شهروندان مورد بحث و رأی‌گیری قرار می‌گیرد، استبداد نیست؛ بلکه دموکراسی است. برین آزاد است که علیه آن استدلال کند، از طراحی‌اش انتقاد کند یا درباره پیامدهای ناخواسته آن هشدار دهد. اما وقتی یکی از ثروتمندترین افراد زمین، ده‌ها میلیون دلار هزینه می‌کند تا مانع از آن شود که رأی‌دهندگان حتی تعهداتی ناچیز را بر ثروت‌های افسانه‌ای تحمیل کنند، تهدید واقعی علیه آزادی شکل دیگری به خود می‌گیرد. این «سوسیالیسم» (آن‌طور که او ادعا می‌کند) نیست، بلکه نمونه‌ای است از اینکه چگونه در آمریکای امروز، ثروت می‌تواند پیش از آنکه مردم سخنی بگویند، تصمیم‌گیری‌های دموکراتیک را به نفع خود تغییر دهد.

کمک‌های دولتی برای «خالقان جهان»

شکایت برین همچنین بر پایه یک افسانه رایج در سیلیکون‌ولی بنا شده است: اینکه ثروت‌های عظیم پاداش طبیعی نبوغ فردی هستند. این همان داستان خودستایانه‌ای است که بسیاری از لیبرتارین‌های پرسر و صدای دره سیلیکون مانند مارک اندریسن، ایلان ماسک و پیتر تیل روایت می‌کنند.

اما تاریخچه خودِ گوگل داستان واقعی را بازگو می‌کند. این شرکت نه از نبوغ برین و شریکش لری پیج، بلکه از بودجه‌های دولتی پدید آمد. فناوری پایه جستجوی آن در دانشگاه استنفورد و در دل یک زیست‌بوم تحقیقاتی عمومی توسعه یافت که طی دهه‌ها با بودجه‌های فدرال، دانشگاه‌های تراز اول، مهاجرت‌های مبتنی بر مهارت و اکولوژی نهادی منسجم سیلیکون‌ولی ساخته شده بود. گزارش استنفورد درباره این غول موتور جستجو خاطرنشان می‌کند که توسعه الگوریتم‌های گوگل روی کامپیوترهایی انجام شد که «عمدتاً توسط بنیاد ملی علوم (NSF)» و دیگر حامیان دولتی تأمین شده بودند. حتی یکی از مقالات خودِ برین نیز به این حمایت‌ها اذعان دارد.

این صرفاً یک ریاکاری نیست؛ بلکه انکار تاریخ اقتصادی سیلیکون‌ولی است: نهادهای عمومی خطر (ریسک) را می‌پذیرند، کارگران و محققان زیرساخت‌ها را می‌سازند و سپس مالکان خصوصی سود حاصل را تصاحب می‌کنند. سرمایه‌گذاری عمومی به ایجاد زیربناهای اقتصاد فناوری مدرن کمک کرد: اینترنت، GPS، صفحات لمسی، تشخیص صدا، نیمه‌هادی‌ها، تحقیقات هوش مصنوعی و بی‌شمار پیشرفت تجاری دیگر. اما پس از آنکه این سرمایه‌گذاری‌ها به ثروت‌های خصوصی تبدیل شدند، ذینفعان ثروتمند منبع اصلی را نادیده می‌گیرند، مالیات را «سرقت» می‌نامند و خود را قربانی «سوسیالیسم» جلوه می‌دهند.

تناقض در حمایت‌های سیاسی

این تکبر به خودی خود آزاردهنده است، اما در فضای سیاسی کنونی، کاملاً خطرناک است. در همان حالی که برین و هم‌فکرانش علیه مالیات میلیاردرها خشمگین هستند، از دولتی حمایت می‌کنند که فعالانه به همان سیستم تحقیقاتی که شرکت‌هایی مثل گوگل را ممکن ساخت، حمله می‌کند. دولت ترامپ به دنبال کاهش شدید بودجه آژانس‌های علمی، لغو یا تهدید بودجه‌های پژوهشی که با اولویت‌های سیاسی‌اش همسو نبودند، و اعمال گزینش‌های سیاسی و ایدئولوژیک بر بودجه‌های تحقیقاتی بوده است.

بودجه پیشنهادی ۲۰۲۷ این دولت شامل کاهش‌های کلان در بخش‌های علمی کشور، از جمله بنیاد ملی علوم، برنامه‌های علمی ناسا، موسسه ملی استاندارد و فناوری، دفتر علوم وزارت انرژی و مؤسسات ملی بهداشت بود. دراماتیک‌تر از همه، اخیراً کل «شورای ملی علوم» (نهاد مستقلی که بر بنیاد ملی علوم نظارت دارد) را برکنار کرد. منوط کردن علم به آزمون‌های وفاداری ایدئولوژیک، روش جوامع آزاد برای مدیریت دانش نیست؛ این ویژگی بارز سیستم‌های استبدادی، از روسیه تا چین است.

اشتباه گرفتن مالیات دموکراتیک با استبداد

به همین دلیل است که ادبیات «سوسیالیسم» برین تا این حد نامربوط و از نظر تاریخی ناآگاهانه است. این زبان به عمد مالیات دموکراتیک را (که منافع عمومی گسترده ایجاد می‌کند) با استبداد اشتباه می‌گیرد؛ در حالی که نیروهای اقتدارگرایی را که فعالانه در حال تخریب بنیادهای عمومی شکوفایی آمریکا هستند نادیده می‌گیرد — بنیادهایی که خودِ برین بیشترین بهره را از آن‌ها برده است. مالیات‌ها بودجه نهادهایی را تأمین می‌کنند که در وهله اول امکان فعالیت بازار را فراهم می‌سازند: نه فقط دانشگاه‌های بی‌نظیر و سیستم تحقیقاتی آمریکا، بلکه دادگاه‌ها، مدارس، زیرساخت‌ها و حمایت‌های اجتماعی. این پیش‌فرض اولیه یک اقتصاد سیاسی دموکراتیک است که برین به راحتی آن را نادیده می‌گیرد.

می‌توان بحثی جدی درباره طراحی مالیات بر میلیاردرها داشت. سوالات مشروعی وجود دارد مبنی بر اینکه آیا این مالیات باید توسط دولت‌های ایالتی اداره شود یا فدرال، دارایی‌ها چگونه ارزش‌گذاری شوند و درآمد حاصله چگونه مصرف شود. اما «سوسیالیسم به سبک شوروی» نامیدن آن مضحک است. مالیات بر میلیاردرها مالکیت خصوصی را لغو نمی‌کند، گوگل را ملی نمی‌کند، مزارع را اشتراکی نمی‌سازد، کارخانه‌ها را مصادره نمی‌کند و تولید را تحت برنامه‌ریزی دولتی قرار نمی‌دهد.

برین بیش از هر کسی باید این را درک کند. درس اتحاد جماهیر شوروی و روسیه این نیست که میلیاردرها باید مالیات کمتری بپردازند؛ درس این است که آزادی به نهادهایی بستگی دارد که آن‌قدر قوی باشند که بتوانند قدرتِ متمرکز را مهار کنند — خواه این قدرت در دست دولت باشد، خواه در دست ثروت‌های خصوصی که آن‌قدر بزرگ شده‌اند که دموکراسی را به زانو درآورند.

برین با حمله به مالیات تحت عنوان استبداد و همسو شدن با نیروهایی که دانشگاه‌ها را تضعیف، علم را سیاسی و فضای عمومی را تهی می‌کنند، به عادی‌سازی فرسایش حیات دموکراتیک کمک می‌کند. خانواده او از یک نسخه از استبداد گریختند؛ او نباید از آن تاریخ برای دفاع از سیاستی استفاده کند که در آن ثروتمندان سعی دارند همان کار را از طریق ابزارهای دیگر انجام دهند. اگر او واقعاً می‌خواهد به درس‌های روسیه احترام بگذارد، باید از اشتباه گرفتن دموکراسی با سوسیالیسم دست بردارد — و از کمک به تبدیل آمریکا به یک اولیگارشی خودداری کند.

 

اسم
نظر ...