بیانیه دربارهی حملهی امروز اسرائیل و آمریکا
28-02-2026
بخش اطلاعیەها و بیانیەها
11 بار خواندە شدە است
بە اشتراک بگذارید :
بیانیه دربارهی حملهی امروز اسرائیل و آمریکا به اهداف استراتژیک و ساختمانهای وابسته به رژیم
حملهی امروز اسرائیل و آمریکا به اهداف استراتژیک وساختمانهای وابسته به رژیم، نقطه عطفی در روندی است که ماهها و شاید سالها، با دیپلماسی فرسوده و تاکتیکهای وقتکُشانه پیش برده شد. نظامی که تصور میکرد با بازیهای نمایشی، پیامهای دوپهلو و مذاکرات بیسرانجام میتواند زمان بخرد، سرانجام به سقف تحمل بازیگران اصلی رسیده است. هشدارهای علنی و غیرعلنی واشنگتن و تلآویو، بهویژه تأکیدهای مکرر مبنی بر اینکه مذاکره، اگر صادقانه و مبتنی بر تغییر رفتار باشد، به نفع شماست، نادیده گرفته شد. رژیم، بهجای اصلاح مسیر، به الگوی همیشگی «نمایش، تعلیق و انکار» بازگشت؛ الگویی که در نهایت هزینه راهبردی سنگینی تحمیل میکند.
این حمله، صرفاً یک عملیات محدود تاکتیکی نیست؛ پیامی استراتژیک است درباره پایان صبر و آغاز فاز جدید فشار مستقیم. در این چارچوب، هدفگیری زیرساختها و ساختمانهای وابسته به شبکههای تصمیمساز، بیش از آنکه نمادین باشد، کارکردی دارد: مختلسازی زنجیره فرماندهی، تضعیف ظرفیت واکنش، و افزایش هزینه استمرار سیاستهای پرریسک. اسرائیل با این اقدام، نشان داد که «ابهام محاسباتی» رژیم دیگر کار نمیکند و فضای خاکستری که سالها برای مانور استفاده میشد، در حال بسته شدن است. در سطح بینالمللی، این تحول حاصل شکست دیپلماسیای است که نه بر اعتمادسازی، بلکه بر خرید زمان بنا شده بود. هنگامی که گفتوگو به ابزار تعویق تبدیل میشود، طبیعی است که طرف مقابل به ابزارهای بازدارنده سخت بازگردد. از این منظر، حمله امروز نتیجه مستقیم شکاف عمیق میان گفتار و کردار رژیم است؛ شکافی که اعتبار هر مسیر مصالحه را فرسوده کرد و راه را برای اقدام نظامی هموار ساخت.
اما اثر این رویداد به مرزها محدود نمیماند. در داخل، جامعهای که در دیماه سال جاری هزینههای انسانی سنگینی پرداخت، اکنون با واقعیتی تازه روبهروست. این جنگ، جنگی مستقیم علیه ساختار قدرت است، نه نزاعی حاشیهای یا نیابتی. چنین وضعیتی میتواند به انقلابیونی که در ماههای گذشته سرکوب شدند، نیروی تازه ببخشد؛ نه از جنس هیجان زودگذر، بلکه از جنس محاسبهای که میگوید توازن قوا در حال تغییر است. تجربه تاریخی نشان داده است که فشار از بالا، اگر با سازمانیافتگی و خواست عمومی از پایین همزمان شود، میتواند به نقطه گسست برسد. فرض پایان نیمهتمام این جنگ، فرضی خوشبینانه و غیرواقعبینانه است. هنگامی که چرخه اقدام و واکنش وارد مرحله مستقیم میشود، بازگشت به وضعیت پیشین دشوار است. از یکسو، استمرار حملات میتواند ظرفیتهای کلیدی رژیم را فرسوده کند؛ از سوی دیگر، جامعهای که عزادار و خشمگین است، ممکن است از آستانه ترس عبور کند. ترکیب «فشار از بالا» و «جنبش از پایین»، اگر همزمان و همافزا رخ دهد، سناریویی است که میتواند پایان کار را رقم بزند. در چنین چشماندازی، مسئله اصلی این موقعیت نه صرفاً شدت حملات، بلکه زمانبندی و پیوستگی رویدادهاست. چند روز یا چند هفته آینده تعیینکننده خواهد بود: یا رژیم به سمت تسلیم عملی—نه لفظی، میرود و هزینهها را میکاهد، یا با پافشاری بر الگوی پیشین، مسیر سرنگونی را تسریع میکند. نشانهها حاکی از آن است که ظرفیت مانور سیاسی و اجتماعی بهشدت کاهش یافته و شکاف در بدنه حامیان رسمی نیز عمیقتر شده است. در نهایت، این بیانیه بر یک واقعیت تأکید میکند: پایان این مسیر، نه در اتاقهای دربسته و نه در نمایشهای تبلیغاتی رقم میخورد، بلکه در پیوند اراده مردمی، بهویژه مردمان داغدار ایران—با تحولات سخت میدانی شکل میگیرد. اگر چنین پیوندی برقرار شود، تسلیم یا سرنگونی، نه یک شعار، که نتیجه منطقی سیر حوادث خواهد بود.
گرایش کمونیسم شورایی
بیست و هشتم فوریه 2026 برابر نهم اسفند 1404