تولدت مبارک، مارکس!
10-05-2026
بخش دیدگاهها و نقدها
20 بار خواندە شدە است
بە اشتراک بگذارید :
تولدت مبارک، مارکس!
خوزه آریتا
پس از ۲۰۰ سال، متفکر و فیلسوفی که سرمایهداری را آچمز کرد(به گوشه رینگ برد)، بازمیگردد... اینبار در قالب سوغاتی.
مقاومت در برابر وسوسه نقلقول کردن از اولین جمله «مانیفست حزب کمونیست» برای اشاره به رویدادی عجیب واقعاً دشوار است؛ رویدادی که مرکز آن در یک شهر کوچک آلمانی است و بار دیگر به چهرهای جان میبخشد که، چه بخواهیم و چه نخواهیم، از بهروز بودن رشکبرانگیزی برخوردار است.
آن «شبحی که نه تنها در اروپا، بلکه در سراسر جهان در گشتوگذار است»، شبح کارل مارکس است. بهانه: دویستمین سالگرد تولد او که در ۵ مه جشن گرفته شد؛ مناسبتی که حول محور آن، بازخوانیهایی از اثر بزرگ او «سرمایه» (که پاییز گذشته ۱۵۰ ساله شد) و متن نمادین دیگرش «مانیفست حزب کمونیست» (که در سال ۱۸۴۸ نوشته شد و ۱۷۰ سال بعد همچنان همان مفاسد را افشا میکند) سازماندهی شده است. این نشانهای است بر اینکه، به گفته «ائوژنی دورس» شاعر، بشریت تنها یک نوع حرکت را میفهمد: حرکت به عقب (دنده عقب).
اما این بار، مارکس نه تنها از زبان فیلسوفان اندیشمندی که درباره اعتبار او ۳۰ سال پس از فروپاشی دیوار برلین، دههها پس از فروپاشی آرمانشهر شوروی و چند سال پس از تظاهرِ رژیمهای پوپولیستی (که به اشتباه برچسب مارکسیست یا سوسیالیست خوردهاند) بحث میکنند، بازگشته است؛ بلکه او در نسخههای «دوستدار سرمایهداری» (Capitalist-friendly) نیز بازگشته است.
در چند متری خانهاش، در بخش قدیمی شهر، مجسمهای عظیم که توسط دولت چین اهدا شده، به کسی ادای احترام میکند که بدون اغراق میتوان او را یکی از بزرگترین انقلابیون اندیشه مدرن دانست. همه چیز فراگیر و با قیمتهای مناسب به نظر میرسد، اما... آیا خودِ صاحب تولد با این جشن موافق بود؟
مارکسیسم(ها)
مارکس در پاسخ به سؤالی درباره چگونگی تفسیر تئوریهایش در فرانسه (کشوری که در سال ۱۸۷۱ اولین تجربه حکومت مردمی تاریخ یعنی «کمون پاریس» در آن شکل گرفت)، گفت: «تنها چیزی که میدانم این است که من مارکسیست نیستم».
در وبسایت Marx200 که تفسیر جدیدی از نظریات او ارائه میدهد، آمده است: «با گذشت زمان، هزاران تفسیر، روشهای فکری تئوریک و جناحهای سیاسی ظهور کردند. به دلیل تنوع شیوههایی که مارکسیسم در طول تاریخ پذیرفته شده، مناسبتر است که از "مارکسیسمها" به صورت جمع، یا از تئوری و عملِ "پیروی از مارکس" سخن بگوییم.»
واقعیت این است که یکی از بزرگترین مشکلاتی که مارکسیسم با آن روبرو بوده، دقیقاً «ناشناختگی» آن است. بسیاری از کسانی که از نام این متفکر اهل "ترییر" (که در سال ۱۹۹۹ توسط BBC به عنوان بزرگترین متفکر هزاره انتخاب شد) به عنوان سلاحی علیه دیگران استفاده میکنند، چه در جناح راست و چه چپ، واقعاً از پیشنهادات سیاسی او آگاهی ندارند.
«امانوئل والرشتاین»، پژوهشگر معاصر مارکسیسم، در مصاحبهای با Marx200 میگوید: «مارکس زندگی بسیار سختی داشت. او با فقر شخصی شدیدی دستوپنجه نرم کرد و خوششانس بود که دوستی مانند فریدریش انگلس داشت که به او برای بقا کمک کرد. او همچنین زندگی عاطفی سادهای نداشت و پایداریاش در تلاش برای انجام آنچه "کارِ زندگیاش" میپنداشت، ستودنی بود. مارکس سعی نکرد دوران باستان را توضیح دهد یا تعیین کند که سوسیالیسم در آینده چگونه خواهد بود؛ او میخواست دنیای سرمایهداری را که در آن زندگی میکرد، درک کند.»
بازگشت پیروزمندانه
به این ترتیب، در زادگاهش شهر ترییر، یافتن او در قالب اردکهای پلاستیکی، روی اسکناسهای «صفر یورویی» — که اولین سری آن با وجود بیارزش بودن، با قیمت ۳ یورو در عرض چند ساعت فروخته شد — یا در چراغهای راهنمایی که در حالت قرمز توقفی برای سرمایهداری اعلام میکنند و در حالت سبز به کمونیسم میگویند «حرکت کن»، بسیار آسان است.
طبق گزارش اخیر شبکه دولتی دویچه وله (Deutsche Welle)، در ویترین فروشگاهها، لیوانهایی با نقلقولهایی از کتاب سرمایه یا با چهره عبوس و متفکر این فیلسوف، به عنوان یکی از محبوبترین اقلام میان گردشگران، به وفور دیده میشوند.
از نظر «آنتونیو گرامشی»، فیلسوف ایتالیایی، هیچ راهی سادهتر از تبدیل کردن یک نماد انقلابی به «کالا» برای کشتن او وجود ندارد. و اگرچه مارکس در برابر گذر زمان بدون تبدیل شدن به یک مدل تبلیغاتی مقاومت کرده بود، به نظر میرسد سالگرد تولدش فرصت مناسبی برای جهش او به دنیای شهرت (تجاری) است.
تورهای گردشگری برای بازخوانی گامهای این نویسنده یک نمونه از این موضوع است. در منچستر، شهری که الهامبخش او برای نوشتن مانیفست حزب کمونیست بود، تورهایی با این موضوع یک سنت محسوب میشوند. «اد گیلنرت»، مدیر تورهای نیو منچستر، به گاردین گفت: «ما مدت زیادی است که تورهایی با موضوع مارکس برگزار میکنیم. او و انگلس اهل معاشرت و نوشیدنی بودند، بنابراین ما گردشی بر اساس میخانههایی که به آنها رفتوآمد میکردند طراحی کردیم که با استقبال زیادی روبرو شد.»
محبوبیت جدید او همچنین فرصتی طلایی برای بازخوانی چهره مردی است که ایدههایش نه تنها نمردهاند، بلکه با گذشت زمان تازهتر شدهاند. «مارچلو ماستو»، پژوهشگر و روزنامهنگار، تأکید میکند: «مارکس علاوه بر موضوعات سیاسی، به مسائل بسیار دیگری نیز علاقهمند بود؛ از جمله پتانسیل تکنولوژی، نقد ناسیونالیسم، جستجوی فرمهای جمعی مالکیت به دور از کنترل دولت و نیاز به آزادی در جامعه معاصر.»
«جیسون بیکر»، نویسنده رمان «بازگشت مارکس» که بخشهایی از زندگی این فیلسوف را به صورت داستانی و با طرحهای طنز روایت کرده، در همان پرتال اشاره میکند: «ما میتوانیم چیزهای زیادی درباره تئوری کار مارکسیستی بیاموزیم، اما به عنوان بخشی از نقد سرمایهداری، نه به عنوان یک فرمول انقلابی.»
شاید او در قالب تیشرت و لیوان، به عنوان یک شیء تزئینی دیگر بازگشته باشد، اما مراقب باشید: مارکس بازگشته است... تا دوباره جهان را تغییر دهد.
Jacobin