جنگ شاید پایان یابد، اما بحران داخلی ایران تازه آغاز شده است


14-05-2026
بخش دیدگاهها و نقدها
24 بار خواندە شدە است

بە اشتراک بگذارید :

artimg

جنگ شاید پایان یابد، اما بحران داخلی ایران تازه آغاز شده است
دیدگاه: پایان جنگ، رهبری ایران را ناچار خواهد کرد با بحران‌های عمیق داخلی روبه‌رو شود؛ در حالی که پرسش‌ها درباره این‌که آیا این درگیری روندهایی را شتاب داده که نهایتاً می‌توانند به تغییر سیاسی منجر شوند، رو به افزایش است.

نوشته: راز زیمت | ۹ مه ۲۰۲۶

چه مذاکرات میان ایران و ایالات متحده به آتش‌بسی دائمی و پایان جنگ منجر شود و چه دوباره به درگیری‌های تازه بینجامد، روشن است که جمهوری اسلامی از این بحران بدون تغییر بیرون نخواهد آمد. جنگ در زمانی آغاز شد که ایران درگیر آشفتگی عمیق داخلی بود؛ آن هم پس از مهم‌ترین موج اعتراضات از زمان انقلاب ۱۹۷۹.

حکومت با بحران عمیق و مداوم مشروعیت روبه‌رو است؛ بحرانی که از شکاف فزاینده میان حاکمیت و جامعه، به‌ویژه نسل‌های جوان، ناشی می‌شود و هم‌زمان با وخامت بحران اقتصادی و افزایش کمبود آب و برق تشدید شده است.

در روزهای اخیر، مقام‌هایی در نهادهای امنیتی اسرائیل به رادیو ارتش این کشور گفته‌اند که اعتراضات در بازار تهران نشانه‌ای دیگر از فشار فزاینده اقتصادی است. با این حال، اعتراضات پراکنده به‌تنهایی نباید به‌عنوان نشانه‌ای قطعی از آینده جنبش اعتراضی ایران تلقی شود. تظاهرات بخشی همیشگی از زندگی در ایران است. مطالعه‌ای از دانشگاه استنفورد نشان داده که بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۴، به‌طور میانگین هر سه روز یک اعتراض در تهران رخ داده است.

در هر صورت، تهدید واقعی علیه بقای حکومت نه‌تنها به حضور میلیون‌ها ایرانی در خیابان‌ها و شکل‌گیری یک ائتلاف اجتماعی گسترده و سازمان‌یافته بستگی دارد، بلکه نیازمند تغییر در توازن قدرت میان حکومت ــ که همچنان از ابزارهای مؤثر سرکوب و نیروهای امنیتی وفادار برخوردار است ــ و مخالفانش نیز هست؛ مخالفانی که هنوز نتوانسته‌اند نارضایتی عمومی را به یک آلترناتیو سیاسی سازمان‌یافته و پایدار تبدیل کنند.

علاوه بر این، در جریان جنگ، صداهایی در داخل ایران نسبت به نیت‌های آمریکا و اسرائیل ابراز تردید کردند. ادامه حملات به زیرساخت‌های ملی و دانشگاه‌ها، تهدیدهای دونالد ترامپ مبنی بر «بازگرداندن ایران به عصر حجر با بمباران»، و گزارش‌هایی درباره تلاش برای تحریک فعالیت‌های براندازانه در میان اقلیت‌های قومی و زبانی، به‌ویژه کردها، از سوی بسیاری به‌عنوان تلاشی برای فروپاشی دولت ایران تلقی شد. این تحولات حتی در میان مخالفان حکومت نیز واکنش‌های شدیدی برانگیخت و احساسات ملی‌گرایانه و میهن‌دوستانه را تقویت کرد.

بیژن عبدالکریمی، فیلسوف ایرانی، اخیراً استدلال کرده که اگرچه شهروندان خواهان زندگی بهتر هستند، اما بسیاری اکنون ــ پس از جنگ ــ معتقدند حفظ استقلال سیاسی ایران شرط ضروری دستیابی به این هدف است. از نگاه آنان، تلاش برای فروپاشی حکومت نه‌فقط جمهوری اسلامی، بلکه استقلال ایران را نیز تهدید می‌کند.

با این حال، روشن است که رهبری ایران به‌خوبی از شدت بحران اقتصادی و ظرفیت آن برای شعله‌ور کردن دوباره اعتراضات آگاه است. یک جامعه‌شناس ایرانی اخیراً هشدار داده که فشارهای اقتصادی همچنان در حال فرسایش طبقه متوسط است. به گفته او، جامعه به‌طور فزاینده‌ای میان اقلیتی ثروتمند و اکثریتی از طبقات پایین دو قطبی می‌شود. او افزود که انتقادها از وضعیت اقتصادی هنوز به‌طور کامل بروز نکرده، زیرا جنگ بر فضای عمومی سایه انداخته است؛ اما اگر آتش‌بس برقرار شود، این انتقادها با شدتی بیشتر بازخواهند گشت و بحران‌های عمیق‌تر ــ به‌ویژه اقتصادی ــ ممکن است فوران کنند.

حتی اگر توافقی آینده میان ایران و آمریکا به کاهش چشمگیر تحریم‌ها منجر شود، این امر به‌تنهایی بحران عمیق‌تر را حل نخواهد کرد. اقتصاد بحران‌زده ایران سال‌هاست از مشکلات ساختاری مانند فساد، سوءمدیریت و کنترل گسترده نهادهای دولتی یا وابسته به حکومت رنج می‌برد. لغو تحریم‌ها شاید به حکومت کمک کند فشارهای معیشتی را مهار کند، اما بدون اصلاحات اساسی، بعید است ایران بتواند از بحران شدید مالی کنونی رهایی یابد.

رهبری جدید

اکنون رهبری جدیدی در ایران با این چالش‌ها روبه‌رو است؛ رهبری‌ای که باید بلافاصله پس از پایان جنگ به مطالبات عمومی پاسخ دهد. «جمهوری اسلامی سوم» که جایگزین «جمهوری اسلامی دوم» تحت رهبری آیت‌الله علی خامنه‌ای از سال ۱۹۸۹ تا زمان مرگ او شده، با گذار از حکومت دینی به نوعی اقتدارگرایی نظامی شناخته می‌شود؛ نظمی که بر محور نفوذ فزاینده سپاه پاسداران شکل گرفته است.

در حال حاضر، رهبری تهران عمدتاً بر بقا، آمادگی برای احتمال ازسرگیری جنگ و تلاش برای پایان قطعی درگیری تمرکز دارد. اما پس از پایان جنگ، ناچار خواهد بود بخش عمده توان خود را صرف بازسازی کشور کند.

گزارش‌های منتشرشده در روزهای اخیر از خسارات گسترده‌ای حکایت دارند که ایران در جریان جنگ متحمل شده؛ خساراتی که ترمیم آن‌ها ممکن است سال‌ها طول بکشد. استانداری تهران اعلام کرده که تنها در استان تهران حدود ۶۰ هزار واحد مسکونی آسیب دیده‌اند. یکی از مقام‌های ارشد بخش انرژی ایران نیز گفته که زیرساخت‌ها آسیب‌های سنگینی دیده‌اند و بازگرداندن شرایط به وضعیت پیش از جنگ حدود دو سال زمان خواهد برد. او هشدار داده که زمستان آینده از نظر تأمین انرژی برای بخش‌های تولید، صنعت، کشاورزی و خدمات دشوار خواهد بود و احتمالاً ناچار خواهند شد مصرف بخش خصوصی را حدود ۴۰ درصد کاهش دهند.

پایان جنگ همچنین می‌تواند شکاف‌های داخلی در میان رهبران ایران را تشدید کند؛ رهبرانی که تاکنون عمدتاً به‌دلیل شرایط جنگی انسجام خود را حفظ کرده‌اند. پژوهش‌ها درباره حکومت‌های اقتدارگرای تحت سلطه نیروهای نظامی نشان می‌دهد این رژیم‌ها در برابر بحران‌های اقتصادی معمولاً آسیب‌پذیرترند، زیرا رهبران آن‌ها بیشتر برای تحقق اهداف نظامی آموزش دیده‌اند تا مدیریت بحران‌های بزرگ غیرنظامی. چنین نظام‌هایی همچنین بیشتر در معرض شکاف‌های داخلی و جناح‌بندی در میان فرماندهان نظامی قرار دارند، به‌ویژه در دوران بحران.

رهبر جدید ایران، مجتبی خامنه‌ای، نیز ممکن است زودتر از انتظار با انتقادهای فزاینده روبه‌رو شود. هنوز برای قضاوت درباره این‌که آیا او خواهد توانست قدرت کافی برای تثبیت جایگاه خود به‌عنوان رهبر جمهوری اسلامی به دست آورد یا نه، زود است؛ به‌ویژه با توجه به ابهام‌هایی که درباره وضعیت جسمانی او وجود دارد. همچنین ممکن است پس از پایان جنگ، انتقادهایی ــ که شاید تاکنون پنهان مانده بودند ــ درباره صلاحیت او برای جانشینی پدرش مطرح شوند، خصوصاً در شرایطی که گزارش‌هایی وجود دارد مبنی بر این‌که خود علی خامنه‌ای نیز ظاهراً با جانشینی موروثی مخالف بوده است. بسیاری چنین انتصابی را فاصله گرفتن از اصول بنیان‌گذار جمهوری اسلامی درباره نفی حکومت موروثی می‌دانند.

آنچه روشن است این است که پایان جنگ به‌احتمال زیاد مشکلات بنیادی جمهوری اسلامی را حل نخواهد کرد؛ مشکلاتی که در ماه‌های اخیر، هم‌زمان با اعتراضات و جنگ، تشدید شده‌اند. حتی اگر تغییر رژیم در حال حاضر محتمل به نظر نرسد، پایان جنگ می‌تواند رهبری جدید ایران را ناچار کند با واقعیت‌های زندگی روزمره روبه‌رو شود؛ و هنوز مشخص نیست آیا این رهبری راه‌حلی برای بحران‌های فزاینده کشور در اختیار دارد یا نه. در ماه‌های آینده احتمالاً روشن خواهد شد که آیا جنگ روند افول حکومت را ــ حتی موقتاً ــ متوقف کرده یا برعکس، فرآیندهای داخلی‌ای را شتاب داده که در نهایت می‌توانند به تغییر سیاسی مورد انتظار منجر شوند.

دکتر راز زیمت، مدیر برنامه ایران و محور شیعی در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) است.

منبع:Ynet

 

 

 

اسم
نظر ...