بیانیه میثاق برای آزادی و بازسازی ملی
02-03-2026
بخش اطلاعیەها و بیانیەها
16 بار خواندە شدە است
بە اشتراک بگذارید :
بیانیه میثاق برای آزادی و بازسازی ملی
هم وطنان سربلند، مردم رنجدیده اما ایستاده!
مرگ علی خامنهای دیکتاتور رژیم اسلامی حاکم بر ایران در اولین ساعت حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به هدفهای تعیین شده، موجی از شادمانی را در میان مردم داغ دیده ما به وجود آورد، مرگ وی به دوران طولانی سی و هفت سال سرکوبگری و سانسور و جنایت و فساد اقتصادی و سیاستهای ماجراجویانه اتمی و نیابتی و تروریستی خاتمه داد. اکنون مردم امیدوارند که با سرنگونی قطعی این رژیم راه برای دوران تازهای از رشد و توسعه و آزادی و رفاه عمومی فراهم آید.
امروز با فروریختن پایههای قدرت علی خامنهای در پی تحولات نظامی و سیاسی اخیر، نهتنها یک دیکتاتور از صحنه حذف شده، بلکه یکی از تاریکترین فصول تاریخ معاصر ایران به پایان خود نزدیک میشود. آنچه امروز شاهد آن هستیم، فرجام منطقی مسیری است که با فاجعه انقلاب ۵۷ آغاز شد و با جانشینی خامنهای به جای سلف خون خوارش ادامه یافت. علی خامنهای طی ۳۷ سال سلطه جابرانهاش، با وفاداری به میراث ضد ملی روحالله خمینی، نه تنها آرمانهای اولیه مردم برای آزادی را سرکوب کرد، بلکه ایران را در چرخهای از جهل، ترور و فقر گرفتار ساخت. او معمار اصلی سیاستی بود که منابع ملی ما را قربانی ماجراجوییهای اتمی و گروههای تروریستی نیابتی کرد تا بقای رژیمی را تضمین کند که از همان ابتدا با هویت ایرانی و پیشرفت و توسعه سر ستیز داشت.
ما اعلام میداریم که مرگ این دیکتاتور، تنها جابجایی یک مهره نیست؛ بلکه فروریختن ستون خیمه استبدادی است که دههها بر تن و روان ملت ما سنگینی میکرد. اکنون زمان آن است که زنجیره استبداد فردی که از ۵۷ تا به امروز ادامه یافته، برای همیشه گسسته شود. ابعاد تغییرات احتمالی تا همین لحظه را میتوان به قرار زیر بیان کرد:
پایان انسداد سیاسی: خروج چهرههای کلیدی که دههها سکان قدرت را در دست داشتهاند، میتواند فضای بستهی سیاسی را به لرزه درآورد و فرصتی برای بازگشت صداهای خاموششده فراهم کند. بخشی از این جنایت کاران در جنگ دوازده روزه حذف شدند و باقیمانده شان در جنگ کنونی در حال جذف شدن هستند.
تغییر در سیاست خارجی: توقف سیاستهای تهاجمی و ماجراجوییهای منطقهای میتواند تحریمها را لغو کرده و ایران را دوباره به چرخهی اقتصاد جهانی بازگرداند.
امید به توسعه و رفاه: تمرکز بر منابع داخلی برای زیرساختها و آموزش، بهجای هزینههای نظامی و نیابتی، آرزوی دیرینهای است که میتواند مسیر رشد ملی را هموار کند.
تحقق چنین تحولی بهسادگی یک اتفاق نظامی یا فیزیکی نیست و معمولاً با پرسشهای مهمی همراه است:
- خلاء قدرت: چگونه میتوان از هرجومرج احتمالی پس از سقوط ناگهانی جلوگیری کرد؟
- انتقال دموکراتیک: ساختن نهادهایی که آزادی و عدالت را تضمین کنند، نیازمند مشارکت آگاهانه و سازمانیافته است.
- بازسازی ملی: ترمیم آسیبهای دههها سانسور و سرکوب نیازمند یک اتحاد گسترده و وحدت ملی در میان همهی ایرانیان است.
تاریخ نشان داده است که گذار از دیکتاتوری به دموکراسی، مسیری پرفراز و نشیب است که علاوه بر شور و شادمانی لحظهای، به برنامهریزی دقیق برای "فردای براندازی" نیاز دارد تا دستاوردهای مردم حفظ شود.
امروز با فروپاشی حصارهای استبداد و پایان دوران طولانی سرکوب و تاریکی، ایران عزیز در آستانه فصلی نو ایستاده است. پایان عصر دیکتاتوری، نه تنها پایان یک شخص، یک فرقه و ایدئولوژی و یک ساختار فرسوده، بلکه آغاز مسئولیت سنگین ما برای بنای ساختاری است که دیگر هرگز اجازه برآمدن خودکامگی را ندهد.
ما، همصدا با موج عظیم تحولخواهی مردم، اصول زیر را به عنوان پایه راه پیشِ رو اعلام میداریم:
۱. مدیریت شورایی و گذار دموکراتیک
ما معتقدیم که دوران "تصمیمگیریهای پشت درهای بسته" به سر آمده است. قدرت واقعی متعلق به مردم و نهادهای مدنی است. مدیریت دوران گذار و بازسازی کشور باید به صورت شورایی و با مشارکت نمایندگان واقعی اصناف و طبقات کارگر و زحمتکش، دانشگاهیان، زنان، جوانان و تمامی اقوام ایرانی شکل بگیرد تا تکثر جامعه ایران تضمینکننده عدالت باشد. قدرت باید به شوراهای منتخب مردم و متخصصان دلسوز منتقل شود تا بستر برگزاری یک انتخابات آزاد زیر نظر مراجع بینالمللی فراهم گردد.
۲. آزادیهای بیقید و شرط مدنی
لغو فوری تمامی اشکال سانسور، آزادی بیقید و شرط زندانیان سیاسی و به رسمیت شناختن حق تجمع و اعتراض، نخستین گام ماست. ایران فردا، خانهای خواهد بود که در آن هیچ اندیشهای به جرم متفاوت بودن سرکوب نخواهد شد.
4. انحلال کامل نهادهای سرکوب: تمامی ارگانهایی که در این دههها ابزار دست خامنهای برای خفقان و سانسور بودهاند، باید منحل گشته و جای خود را به نهادهای حافظ حقوق شهروندی بدهند. سپاه پاسداران و سازمان بسیج و نهادهای سرکوبگر وابسته به آنها در راس این انحلال قرار میگیرند.
۳. بازگشت به زیست جهانی و رفاه عمومی
ما متعهد به پایان دادن به انزوای بینالمللی هستیم. ثروت ملی ایران باید از جیب گروههای نیابتی و پروژههای تنشزا خارج شده و صرف توسعه پایدار، آموزش، بهداشت و رفاه عمومی گردد. اولویت ما، بازگرداندن کرامت اقتصادی به سفرههای مردم است. پایان نفوذ مخرب منطقهای باید در دستور کار دوران پیش رو قرار گیرد. با خلع ید از بازماندگان رژیم، ثروت ایران که سالها صرف صدور ایدئولوژی مخرب خمینی و اسلام سیاسی شده بود، باید فوراً برای رفاه عمومی، مهار تورم و بازسازی زیرساختهای کشور تخصیص یابد.
۴. عدالت انتقالی و حاکمیت قانون
ما خواهان برقراری عدالت هستیم، نه انتقام. دادگاههای صالح و علنی باید به جنایات و غارتهای دوران استبداد رسیدگی کنند تا درس عبرتی برای تاریخ باشد که هیچ قدرتی بالاتر از قانون نیست. تشکیل کمیتههای حقیقتیاب برای بررسی جنایات ۳۷ سال اخیر و محاکمه عادلانه تمامی کسانی که در سرکوب، شکنجه و غارت اموال مردم نقش داشتهاند، باید در دستور کار دولت انتقالی قرار گیرد.
ما نه برای تعویض یک حاکم با حاکمی دیگر، بلکه برای حاکمیت قانون و اراده جمعی برخاستهایم. پیروزی حقیقی، روزی است که هر ایرانی در تعیین سرنوشت خود، سهمی برابر و آزادانه داشته باشد.
ایران ما، پس از نیمقرن اسارت در چنگال ایدئولوژیهای ویرانگر، اکنون نفس میکشد. ما از ویرانههای استبداد خمینی و خامنهای، کشوری آزاد، سکولار و آباد خواهیم ساخت.
زنده باد آزادی، برابری، ادارهی شورایی
گرایش کمونیسم شورایی
بیست و هشتم فوریه 2026 برابر نهم اسفند 1404